mon aventure
برگها رو با دستمال آبی رنگ قشنگی که تازه براشون گرفتم مرطوب کردم. آروم و عاشقونه .
خیلی وقته ازشون غافل شدم. تنها موجوداتی که شایسته ی پرستش و نوازشند
نهایت تکامل روح وجسم
ژروم و مادام سوزی داشتن از تشنگی می مردن
آبه لونه که بعد مدتها آفتاب دیده بود لبخند ارغوانیشو به پنجره نثار می کرد
امروز یه دونه ی جدید کاشتم . دلم روشن شد
..
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت توسط icarus
"