برگها رو با دستمال  آبی رنگ قشنگی که تازه براشون گرفتم مرطوب کردم. آروم و عاشقونه .

خیلی وقته ازشون غافل شدم. تنها موجوداتی که شایسته ی پرستش و نوازشند

نهایت تکامل روح وجسم

ژروم و مادام سوزی داشتن از تشنگی می مردن

آبه لونه که بعد مدتها آفتاب دیده بود لبخند ارغوانیشو به پنجره نثار می کرد

امروز یه دونه ی جدید کاشتم . دلم روشن شد

..