نقاشی از خودم!


"سیمپلی سی سی موس  قهرمان داستان در وسط جنگل به مجسمه ای سنگی بر می خورد که می پندازد یکی از بتهای  معابد قدیمی آلمان است. همین که به مجسمه دست می زند تندیس به او می گوید که اسمش بل دندرز است و هنوز حرفش تمام نشده به شکل آدمیزاد, درخت بلوط ,خوک ماده, سوسیس چاق, مزرعه ی شبدر, سرگین ,گل, شاخه ی پر شکوفه, بوته ی شاه توت, قالیچه ی ابریشم و بسیاری چیز ها و موجودات دیگر در می آید و سرانجام دوباره به شکل آدمیزاد ظاهر می شود. او چنین وانمود می کند که می خواهد هنر سخن گفتن با اشیا  را  به سیمپلی سی سی موس بیاموزد.  اشیایی مثل صندلی نیمکت, دیگ و ماهیتابه  که ماهیتا نمی توانند سخن بگویند. همچنین او خود را به شکل یک منشی در  می آورد  و این جمله را از قول مکاشفات یوحنا می نویسد:" من اولین و آخرین هستم"...."



خورخه لوییس بورخس

کتاب موجودات خیالی

ترجمه احمد اخوت