*

"...طاهره, وقتی می گویم به خاطر تو زنده مانده ام, راستی باور می کنی که در این حرف حقیقتی هست؟ آیا به صداقت محبت من اعتقاد داری؟ هر چه روزها می کذرد خودم را تنها تر و بی چاره تر می بینم

بی ارادگی و بی چیزی دست و پایم را بسته است. می دانم که تو به بی چیزی ام می سازی ولی علت بی ارادگی ام واضح تر است.کسی که سر و سامانی ندارد چگونه می خواهد کسی را که بیش از تمام دنیا می پرستد آواره و پریشان کند.

طاهره

غم تو, محبت تو  مرا از زندگی باز داشته است. طاهره ,هیچ آرزویی ندارم جز این که دوباره تو را ببینم حتی از دور هم شده یک بار ببینمت و بعد حتی برای مرگ هم حاضرم.

طاهره

فکر نکنی که نامه ی عاشقانه می نویسم ,نه ,من هم مثل تو و حتما به اندازه ی تو از چنین نامه ای متنفرم.

آنچه برایت می نویسم دردهای قلبم است. درد های قلبم.شریک غم ها و شادی های من

غم دوری ات مرا بی چاره و مریض کرده است.

غ

"

41/3/24

~~~~

**

 

گر به توافتدم نظر    چهره به چهره  رو به رو

شرح دهم غم تورا   نکته به  نکته  مو  به مو

از پی دیدن رُخت     همچو صبا فتاده ام

خانه به خانه  در به در،   کوُچه  به کوچه   کو به کو

می رود ازفراق تو    خون دل از دو دیده ام

دجله به دجله  یّم به یّم،   چشمه به چشمه  جو به جو

دور دهان تنگ تو    عارض عنبرین  خّطّت

غنچه به غنچه گل به گل،   لاله  به لاله  بو  به  بو

ابرو و چشم و خال تو    صید نموده مرغ دل

طبع  به  طبع   دل به  دل،   مهر به مهر و خو به  خو

مِهر   تو را  دل  حزین    بافته با قماش  جان

رشته  به  رشته   نخ  به  نخ     تار به تار  پو به  پو

در   دل  خویش "طاهره"    گشت و ندید جز تو را

صفحه به  صفحه  لا به لا،   پرده  به پرده   تو  به  تو

                                                                               

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _                                     _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

·    


**    * نامه های غلامحسین ساعدی به طاهره کوزه گرانی

·         نشر مشکی

"دکتررضا براهني در مقاله‌اي با عنوان «ساعدي، روايت ناتمام»، هنگام نقل ماجراي سفر غلامحسين ساعدي به امريكا، از «كيف گنده»اي سخن مي‌گويد كه ساعدي در فرودگاه نيويورك در دست داشته و در طول سفر همه جا آن را دنبال خود مي‌كشيده است. براهني مي‌نويسد: «ماه‌ها بعد فهميدم - يعني خودش اعتراف كرد - كه از همان 15، 16سالگي نامه‌هايي مي‌نوشته به دختري در تبريز، در هر جا كه بوده و در طول سال‌ها و گویی هيچ گونه پاسخي از او نگرفته بود اما به‌رغم اين سكوت، هرگز از نوشتن نامه دست‌بردار نبوده

آگاهی بیشتر

--

**شعر از زرین تاج قزوینی  مشهور به طاهره قُرةالعَین از زنان آزاده, نو اندیش, فاضل وشجاع  در عهد قاجار که جزو اولین افراد معتقد به تساوی حقوق زن ومرد بودو به دستور ناصر الدین شاه در سن 36 سالگی به قتل رسید