"چنين شد  پس

که من

ديدم به رويا

ترانه يي را
که نخواهم سرود من هرگز.
ترانه يي پُر از لب ها
و را ههاي دوردست،
ترانه ي ساعات گمشده
در سايه هاي تار،
ترانه ي ستاره هاي زنده

بر روز جاودان..."   

Y

لورکا-شاملو